چرا ترجیح می دهید غذا بخورید تا اینکه به برنامه ورزشی خود پایبند باشید؟

شاید نگاهی به خودت در آینه انداختی که دوست نداشتی. ممکن است یکی از دوستان در مورد افزایش وزن ناگهانی شما نظر داده باشد. یا شاید، مانند برخی، پزشک شما در نهایت با شما تماس گرفته است، در حالی که سعی می کند شما را متقاعد کند که باید به یک سبک زندگی سالم تر تغییر دهید. در هر صورت، شما تصمیم گرفته اید که شروع به درست خوردن و ورزش کنید. پس چرا شانس ها علیه شما انباشته شده است؟ این احتمال وجود دارد که در تلاش برای تغییر زندگی خود و تبدیل شدن به یک فرد سالم تر شکست بخورید.

چرا؟

الان سه روز است که ورزش می‌کنی و درست غذا می‌خورید، و با اینکه این سه روز یک ابدیت به نظر می‌رسد، هنوز در حال راهپیمایی هستید. شما متعهد شده اید که این بار به رژیم غذایی خود پایبند باشید. یعنی تا ناهار.

شما یک ساعت استراحت ناهار دارید. با وجود اینکه رژیم غذایی خود را همانطور که باید دنبال کرده اید، معده شما برای چیز خوبی غرغر می کند. یک چیزبرگر یک پیتزا. سیب زمینی سرخ شده. شاید یک میلک شیک شکلاتی. این زمانی است که شک ایجاد می شود. اولین لحظه ای که میل شدید دارید، زمانی است که مهارهای شما در حال آزمایش هستند.

شما به خودتان می گویید: «نه، من رژیمم را زیر پا نمی گذارم».

متأسفانه، شما در گذرگاه قرار می گیرید. “خب، فقط کمی بد است. من کار خوبی انجام داده ام. من باید به خودم جایزه بدهم.» اما وقتی طبق سفارش رانندگی می‌کنید، «چیزی کوچک» به ترکیبی کامل تبدیل می‌شود.

به عنوان آمریکایی، چرا از بهره بردن از مزایای یک سبک زندگی سالم اینقدر ناراحت هستیم؟ چرا ترجیح می دهیم هر روز از یک وعده غذایی پر کالری لذت ببریم تا اینکه وزن کم کنیم یا خوش اندام باشیم؟ اینطور نیست که ما ترجیح می دهیم یک همبرگر به جای یک بدن لاغر بخوریم. اما تهیه همبرگر بسیار ساده تر است.

فرهنگ ما با لذت آنی انباشته شده است. وقتی غذا می خورید خوشحال می شوید. طعم غذا خوب است، شما در حال حاضر راضی هستید. وقتی به باشگاه می روید، برای شما حس خوبی ندارد. (هنوز نه!) داری عرق می کنی، انگار بی دلیل، داری درد می کنی. دلیلش این است که ورزش کردن به اندازه آن پیتزا جذاب نیست.

به عنوان یک مربی شخصی، من این را می دانم. من یک مربی شخصی برای ده ها نفر در سراسر گرین ویل، SC هستم. بگذارید به شما بگویم، غذا خوردن در اینجا در جنوب به اندازه کافی سخت است – به خصوص با همه غذاهای خوب! به همین دلیل، من رویکرد واقع بینانه تری به ورزش و تناسب اندام دارم.

من به مشتریانم می گویم ابتدا روی نحوه غذا خوردنشان کار کنند نه اینکه چه می خورند. به عبارت دیگر، سعی کنید 5 بار در روز به جای 2 یا 3 وعده غذایی پرچرب، غذا بخورید. مجدداً، اگر آنها دو میان وعده را در ترکیب قرار دهند، امیدوارم اشتها را از بین ببرد تا زمانی که زمان ناهار یا شام فرا می رسد، مشتری من زیاد افراط نکند. از آن به بعد به آنها اجازه دادم غذاهای سالم را جایگزین وعده های غذایی خود کنند. آب برای سودا سالاد برای سیب زمینی سرخ کرده و غیره

این در مورد پیشرفت آهسته است. اگر کل سبک زندگی خود را ده برابر تغییر دهید، حتما شکست خواهید خورد. اشتباهی که از ابتدا انجام می دهید این است که سعی می کنید رژیم غذایی خود را تغییر دهید. کاری که باید انجام دهید این است که آن را به تغییر سبک زندگی تبدیل کنید. تغییر آهسته و پیوسته شما را در تلاش هایتان موفق تر می کند.

حالا من نمی گویم می توانید هر روز همبرگر بخورید و سالم باشید. اما چیزی که من می گویم این است که اگر رژیم غذایی خود را کمی تغییر دهید و شروع به ورزش کنید، امیدواریم تشویق شوید که سالم تر بخورید. شما می خواهید همانقدر که در بیرون هستید سالم باشید.

در اینجا موفقیت تناسب اندام شماست!