سکوت مدعیان «آشتی ملی» در برابر تحقیر «قهرمان ملی»/ صفحه اینترنتی محمد خاتمی از اظهارات توهین آمیز میرحسین موسوی حمایت می کند/ چرا روحانی، ظریف، لاریجانی و حسن خمینی در مقابل توهین به حاج کاظم سکوت کرده اند؟


گروه سیاسی رویال نیوز: سایت کلمه دو روز پیش مطلبی به قلم میرحسین موسوی با عنوان «مقدمه ای بر ترجمه بیانیه جنبش سبز» منتشر کرد که در آن میرحسین موسوی ایران را متهم کرد که هیچ دشمنی تا به حال به این شکل با ایران ابراز خصومت نکرده است.

این اظهارات میرحسین موسوی و واکنش های کاربران رسانه ها و فعالان سیاسی اما اصل ماجرا عدم واکنش اصلاح طلبان برجسته به این گفته است.

سید محمد خاتمی که سال هاست برای بازگشت به عرصه سیاسی تلاش می کند. همواره با یک پیچ تاریخی آرام در جهت افراط گرایی حرکت کرده است. و پیوندهای خود را با مخالفان رژیم نشان داده است.

عمو یا داییو اصلاح طلبان دیگر اصلاح طلبان که در سال 95 طرح آشتی ملی را مطرح کردند، در برابر توهین به قهرمان ملی ایران سکوت کرده و چنین ریاکاری کرده اند، اما ادعای کذب اصلاح طلب با واکنش تند رهبر معظم انقلاب همراه شد، به همین دلیل ایشان اظهار کردند: وی در 29 بهمن 1395 در دیدار با تبریز گفت: چرا می گویید آشتی؟ مردم از کسانی که در روز عاشورا به وسط خیابان ها آمدند و جوانان بسیجی را در خیابان ها غارت کردند و به طرز فجیعی ضرب و شتم کردند، خشمگین شدند. آنها عصبانی بودند و حاضر به آشتی نشدند.»

اما باز هم ترجیح داد از شورشیان جدا نشود و به حمایت از کسانی که عاشورا حسینی را تحقیر می کردند، ادامه داد.

در سال 1377 پس از ترور حاج قاسم در حالی که شرایط برای حضور سید محمد کتمی در مراسم ختم میلیونی مهیا بود. او تصمیم گرفت در تشییع جنازه به یاد ماندنی حاج قاسم شرکت نکند. و خود را به یک پیام تسلیت محدود کنید.

اما حالا که میرحسین موسوی در بیانیه کامل تروریسم با اظهارنظرهای دشمن به حاج قاسم سلیمانی و یارانش توهین کرده است، سید محمد خاتمی نه تنها واکنش مناسبی از خود نشان داده است. اما رسانه ها از او به عنوان پوشش سخنان و موضع خود یاد کردند. وی این بیانیه را بازنشر کرد و از کاربران مخالف انقلاب بیانیه حمایت کرد.

محمدجواد ظریف یکی دیگر از پیشتازان اصلاحات است که ادعا می کند دوست صمیمانه حاج قاسم سلیمانی است اما در مقابل حملات ناجوانمردانه میرحسین موسوی به او سیاست سکوت را در پیش گرفته است. خودتان را در حال رقابت با حاج قاسم، سلیمانی و حتی در فایل صوتی لو رفته در نظر بگیرید. فایل ها. وی همچنین به فاصله محبوبیت خود با شهید سلیمانی اشاره و غبطه می خورد و در برف روبی تخصص دارد.

البته این سیاست سکوت فقط به این دو نفر محدود نمی شود، سید حسن خمینی، حسن روحانی، علی لاریجانی، اسحاق جهانگیری دیگر چهره های مطرح هستند. که به کوچکترین رویداد پاسخ می دهد اما هنوز مواضع خود را در برابر میرحسین موسوی مشخص نکرده اند. بسیاری از این افراد در دولت قبل با وعده رفع محدودیت‌ها برای تحریک رهبران تلاش کردند تا جایی برای خود در میان مخالفان پیدا کنند. برخی با سابقه ای مبهم در سال 1988، بار دیگر در مورد بی احترامی به نوادگان انقلابی که برای امنیت و ارزش های عمومی جان باختند، سکوت کردند. بسیاری از اصلاح طلبان مانند در این بیانیه غلامحسین کرباسچی، حسن رسولی، مصطفی کواکبیان و … از اعلام موضع خودداری کردند.

فرهیختگان در این گزارش نوشت: اگرچه مهم ترین دلیل کاهش سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان در دهه گذشته، بیشترین سرمایه گذاری در دولت روحانی و ناکارآمدی های آن در ابعاد مختلف بوده است. به خصوص اقتصاد اما الگوی رفتاری اصلاحات مهمترین عاملی است که اصلاحاتی را در رویکرد و به تدریج به ارمغان آورده است رانده شدن به پایین ترین نقطه ائتلاف سیاسی

اقدام افراطی و افراطی از یک سو و سکون چهره مسلط اصلاحات در اوج، دو اشتباه رفتاری است که حضور استکبار را کنار گذاشته و چهره های بسیار پراکنده اصلاح طلبان را هر روز افشا می کند. رفتار پر فراز و نشیب اصلاح طلبان تندرو از انتخابات 88 آغاز شد و این موج پس از 13 سال ادامه یافت.

میرحسین موسوی، پرچمدار فتنه 88 که روزگاری به دلیل کثرت هواداران به پیروزی در انتخابات اطمینان داشت. «مقدمه ای بر ترجمه عربی بیانیه جنبش سبز» ضمن اصرار باز هم در بیان تخلفات خود در سال 88 گستردگی سخنان تند ایشان فراتر از حاکمیت بود و علناً به شهدای مدافع حرم از جمله سردار شهید حاج حسین حامده توهین کرد.

در این مقاله که بیشتر شبیه تسویه حساب های سیاسی است. ضمن اینکه ظهور داعش را نتیجه اقدامات ایران می دانند وی دولت سوریه را “کودک کش” خواند و جنگجویان ایرانی را به “استیضاح” متهم کرد. “خون در خارج از کشور برای تحکیم پایه های” سیستم کودک کش.”

در حالی که موسوی حضور ایران در خط مقدم مبارزه با داعش در سال 2022 را به سخره گرفته است، حتی کسانی که در پی حوادث اخیر در منطقه و به ویژه پس از شکنجه، با حضور منطقه‌ای ایران در سوریه مخالفت می‌کنند، سخنان سردار سلیمانی دیگر قابل نکوهش نیست. از این وجود ; چون داعشی ها از استان خراسان حرف می زنند و بعد از دمشق و بغداد قصد دارند تهران را به دولت الحاق کنند.

اظهارات موسوی درباره منشأ داعش نیز نشان می‌دهد که دوری 13 ساله وی از سیاست، درک سیاسی او را مخفی کرده است. یا او را برای بازگشت به سیاست انتخاب دیگری باقی نمی گذارد. به جز اظهارات پوچ برخلاف ادعای موسوی، ریشه داعش به جنگ سوریه باز نمی گردد. که به دوران تشکیل جماعت توحید وجهاد برمی گردد

این گروه در سال 2004 به القاعده پیوست و دو سال بعد تاسیس شد. «شورای مجاهدین» برای تشکیل اتحاد با اسلام گرایان افراطی برمی خیزد. شورای مجاهدین به همراه سایر گروه های شورشی در آغاز جنگ داخلی سوریه «دولت اسلامی عراق» را تشکیل دادند. این گروه با وجود این همه صحبت های غیرواقعی و متلاشی شدن به فعالیت های خود با نام داعش ادامه می دهد. نه تنها هیچکس موسوی را تشویق نکرد، بلکه متحدان او نیز تمایلی به دفاع از سخنان ویرانگر سازه‌ای نداشتند. طرف دیگر این اقدام رادیکال، بی تفاوتی و سکوت مناسب مصلح معروف است.

تاکنون هیچ اصلاح طلب برجسته ای به نوشته های موسوی واکنش نشان نداده است. این تقریباً سخنان حزب مخالف و سرنگونی جمهوری اسلامی را تقویت می کند. «فاهرکتکان» هم به جمع کثیری از مردم رسید. اصلاح طلبان پیشرو مانند غلامحسین کرباسچی، حسن رسولی، مصطفی کواکبیان و… رفتیم اما هیچکس حاضر نشد موضع میرحسین موسوی را درباره تند نویسی و تند نویسی اعلام کند.

البته بی تفاوتی و سکوت اصلاح طلبان در برابر اظهارات تخریبی، مشکل خاصی در نوشته های اخیر موسوی نیست. حدود یک دهه پیش سید محمد خاتمی در دیدار با تعدادی از اصلاح طلبان جوان گفت: «همه آمدند چیزی بگویند. و من باید به حسین شریعتمداری پرداخت کنم. که می گوید بله گفتی می توانی مقاومتت را به خدا نشان بدهی، این را عسکرزاده به من گفت، من چطور؟ کنجی بدون توجه به اینکه شما می گویید امام خمینی را به موزه تاریخ بفرستید، گفت من با کنجی مخالفم. یا امام حسین را در مورد عاشورا سرزنش کردند خب اشتباه کردند چرا این را به من ارجاع می دهید؟ شاید تقصیر ما این باشد که مطالب خود را واضح تر بیان نکردیم.

آنچه خاتمی ده سال پیش آن را به عنوان یک نقص شخصی می شناخت، به بیماری رایج اصلاح طلبان تبدیل شده است. به گونه ای که سکوت و بی تفاوتی اصلاح طلبان در برابر تخریب بسیاری از سازه ها موسوی مانند نوشته های اخیر میرحسین مرزهای عملی ایجاد کرده است. بین اصلاحات اصلاح طلبان و تاکتیک های سرنگونی حزب مخالف باقی نماند.