بیومکانیک: آیا می توان مهارت های تنیس روی میز را به سایر ورزش های راکتی منتقل کرد؟

آیا پینگ پنگ می تواند به من در یادگیری تنیس کمک کند؟ آیا راکتبال به بازی تنیس من آسیب می زند؟ آیا بدمینتون می تواند به من در بازی بهتر تنیس روی میز کمک کند؟ این نوع سوالات در مورد انتقال مهارت ها بین ورزش های راکت همیشه مطرح می شود. نویسنده دارای اعتبار منحصر به فردی برای کمک به پاسخ به این سؤالات است. ما برخی از شباهت ها و تفاوت های مکانیکی بین ورزش های راکتی را برای کمک به پاسخ به برخی از این سؤالات بررسی خواهیم کرد.

برای مقایسه مکانیک تنیس، تنیس روی میز یا سایر ورزش‌های راکتی به کمی حرکت شناسی اولیه نیاز دارد. اگر در حالتی آرام ایستاده اید و دستان خود را به پهلوها و کف دست ها رو به جلو هستند، در وضعیتی قرار دارید که به آن “وضعیت آناتومیک” می گویند. اگر زاویه نوک انگشتان خود را از ران های خود دور کنید، حداکثر آن حدود 45 درجه است، به آن حرکت “ربایش مچ” می گویند. معکوس کردن آن حرکت کوچک “افزایش مچ” نامیده می شود. دانشجویان حرکت شناسی تفاوت را با تجسم اینکه این قسمت بدن به سمت خط وسط یا محور بلند بدن “افزودن” می شود، به یاد می آورند و دوست دارند برای وضوح سه حرف اول را بزرگ بنویسند.

وضعیت مچ دست یکی از تفاوت های بسیار مهم بین تنیس روی میز، تنیس، راکتبال، اسکواش، بدمینتون و حتی شمشیربازی است. یک شمشیرباز را با یک شمشیر یا فویل در دست که به سمت حریف فشار می دهد، تصور کنید. برای اینکه نوک فویل تا حد ممکن برسد، مچ باید به طور کامل جمع شود. وضعیت مچ دست برای تنیس روی میز تقریباً یکسان است، اما برای هدف دیگری استفاده می شود، نه فقط برای افزایش دسترسی.

در تنیس روی میز، مچ دست جمع می‌شود تا در هنگام تماس به سمت جلو حرکت شلاقی را بیان کند. پاها، بالاتنه، شانه و بازو شروع به حرکت می کنند و حرکت را در چیزی که “زنجیره جنبشی” نامیده می شود منتقل می کنند. این زنجیره حرکت، راکت تنیس روی میز را مانند شلاقی به توپ می زند. این زنجیره جنبشی تکانه از زمین، از طریق بدن، و سپس در تماس به اوج خود می رسد، در واقع در بیشتر ورزش های تماس/تصادفی مانند فوتبال و بیسبال، اگر نه همه، مشترک است. بر خلاف تنیس روی میز، مچ در تنیس معمولا “ABDucted” است.

به جز استثناهای کوتاه رسیدن به حالت دفاعی برای رسیدن به توپ یا رسیدن به سمت بالا برای سرویس یا ضربه زدن، وضعیت مچ دست در تنیس بیشتر شبیه به دست گرفتن چکش است، بسیار بیشتر شبیه به “AB Ducted”. این وضعیت چندین کار را برای یک تنیس باز انجام می دهد. اول، تحمل وزن و طول اضافی راکت تنیس را با قرار گرفتن در بالای دست به صورت عمودی آسان‌تر می‌کند.

دوم، مچ دست «ABDucted» حالت مچ قوی‌تر و قابل کنترل‌تری دارد. این توپ قادر است در برابر نیروهای ضربه زیاد توپ تنیس مقاومت کند و همچنین در برابر نیروهای پیچشی زیاد ضربه های خارج از مرکز مقاومت بیشتری دارد. بدیهی است که این نوع نیروهای ضربه در تنیس روی میز وجود ندارد و یادگیری این وضعیت مستلزم تمرین و انضباط زیادی است. متأسفانه، همانطور که نویسنده دریافته است، وقتی کسی سعی می‌کند با مچ دستی «ADDucted» خود پینگ پنگ بازی کند، همان رشته مچ دست «ABDucted» که با زحمت یاد می‌شود تا تنیس بهتری بازی کند، کنار گذاشته می‌شود.

این شکایت اصلی مربیان تنیس روی میز است که هنگام آموزش به کسانی که از ورزش تنیس آمده‌اند، باید مدام به آنها یادآوری کنند که مچ دست را “افتادن” یا “اضافه کردن” انجام دهند. مربیان پینگ پنگ خود نویسنده اکنون فقط لبخند می زنند و اشاره می کنند! از نظر نظری و عملی نویسندگان، به نظر می‌رسد که در بین ورزش‌های راکتی، تنیس از نظر مچ دست «ABDuction» به بیشترین نظم و انضباط نیاز دارد. تنیس و شاید پینگ پنگ نیز ممکن است به نظم بیشتری در ضربات خود نیاز داشته باشد. باز هم، برخی حرکت شناسی پایه اضافی مفید است.

با توجه به “موقعیت آناتومیک” که در بالا توضیح داده شد، اگر مچ دست خود را به گونه ای خم کنید که کف دست شما به سمت بالا باشد، مچ دست خود را خم می کنید. هنگامی که دستان خود را به حالتی برمی‌گردانید که در آن انگشتانتان به سمت زمین است، مچ دست خود را دراز می‌کنید. وقتی ساعدهایتان را می‌چرخانید به طوری که شست‌ها در کنار ران‌ها و کف دست‌ها به سمت پشت‌تان باشد، در حال پرونات کردن ساعد خود هستید. حرکت مخالف، SUPIATION نامیده می شود. هر دو Pronation و SUPINATION با چرخش دو استخوان ساعد به دور هم تعریف می شوند، حرکاتی که متمایز هستند اما اغلب با خم کردن مچ اشتباه گرفته می شوند.

از آنجایی که هدف بدمینتون، اسکواش و راکتبال بسیار بزرگ است، شتاب راکت و سرعت تماس معمولاً در اولویت قرار دارد. برای انجام این کار، از خم شدن و پرونیشن در ساعد استفاده می شود تا بیشترین سرعت را به دست آورد. هدف در تنیس و تنیس روی میز نسبت به سایر ورزش ها کوچکتر است و حداکثر سرعت راکت کمتر مورد نظر است. استثناهای قابل توجه سرویس تنیس و ضربه زدن هستند، اما حتی آن ضربات نیز با استفاده از PRONATION، نه FLEXION مچ، سرعت راکت را تولید می کنند. پرونیشن همچنین حرکت غالب ساعد در پرتاب توپ بیسبال سریع است.

این به ما در مورد انتقال مهارت از یک ورزش به ورزش دیگر چه می گوید؟ اگر قبلاً با راکت دیگری آشنا هستید، آیا این امر یادگیری یک ورزش راکتی را آسان‌تر می‌کند؟ اینها واضح است که حتی برای یک متخصص بیومکانیک در ورزش راکتی، سؤالات دشوار و پیچیده ای هستند، اما اگر فقط تفاوت هایی را که در اینجا مورد بحث قرار گرفت را جدا کنیم، یک راه برای پاسخ می توان یافت.

وقتی صحبت از رشته مچ دست و ساعد می شود که در بالا توضیح داده شد، می توانیم فرض کنیم که کسب انضباط دشوارتر از تعلیق آن است. به همین دلیل، پس از یادگیری تنیس یا تنیس روی میز، یادگیری راکتبال، بدمینتون، و اسکواش آسان تر است. برعکس، پس از یادگیری سایر ورزشها که بر سستی هر دو حرکت ساعد که در اینجا توضیح داده شده است، به دست آوردن رشته ساعد مورد نیاز در تنیس و تنیس روی میز دشوارتر است.

فراتر از منطق بیومکانیکی آن، این اصل در تجربه شخصی نویسنده در ورزش راکت و بیش از 30 سال مربیگری متولد شده است. تجربه تورنمنت او در راکتبال از تنیس پیروی می کرد و همیشه راحت به نظر می رسید که نظم و انضباط تنیس را راحت کند تا با حداکثر سرعت در یک راکت بال ضربه بزند. در طول این سال ها بسیاری از دانش آموزان برای یادگیری رشته تنیس بعد از سایر ورزش ها تلاش کردند. به طور خلاصه، نویسنده توصیه می‌کند قبل از اینکه به ورزش‌های دیگری که تحت تسلط تاب زدن بازو هستند، تنیس و/یا تنیس روی میز را بیاموزید.